روایت یک جراح از خشونت بیحدوحصر حکومت در شبهای سرکوب
Story summaryاو چند روزی است از ایران خارج شده؛ نه برای مهاجرت یا درخواست پناهندگی، فقط برای اینکه بتواند چند ساعت بخوابد. جراح ایرانی که هنوز هم وقتی حرف میزند، انگار جسم و روحش در همان راهروهای مرکز درمانی که در روزهای سرکوب خونین معترضان، مشغول مداوای مجروحان بوده، مانده. میگوید حتی اینجا هم با این که امن است، حملات پنیک …
Read at Deutsche WelleOpens the original publisher in a new tab. Full articles belong to their publishers; a subscription may be required.